و بر «حسین»ی می گریند که آزاد زیست.
"دکتر شریعتی"
یا اصلا این روز با بقیه روزا فرق میکنه و اصولا لزومی داره ما این روز یادمون باشه یا نه؟
یا چه میدونم٬ چرا بعضیا دقت نمیکنن که روز به روز دارن پیرتر میشن؟
و فکر میکنن تو روز تولد یهو یه سال بزرگتر میشن؟
و چرا...
ولی اگه فرض کنیم که داشته باشن٬ میشه گفت که: "بار علمی تاکسی بیشتر از دانشگاهه."
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم٬ و حرف آخرم را٬ با بغض میخورم.
عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم٬
باشد برای روز مبادا.
اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست٬ آن روز هرچه هست٬
روزی شبیه دیروز٬
روزی شبیه فردا٬
روزی درست مثل همین روزهای ماست.
اما٬ کسی چه میداند٬
شاید امروز نیز روز مبادا باشد.
وقتی تو نیستی٬ نه هست های ما چونانکه بایدند٬
نه بایدها...
هر روز بی تو٬ روز مباداست.
"قیصر امین پور"
به خاطر دوستی٬ به خاطر عشق٬ و به خاطر آرمان.
...و آدم ها به خاطر همین دلایل جان دیگران را میگیرند.»
دیر نوشت: البته در ایران خبری از آرمان و عشق و دوستی نیست٬
بلکه ملت از روی جهالت خودشون رو به کشتن میدن و به خاطر حماقت دیگران رو میکشند.
که احتمالا دیگه نمیکنم. فقط یه بخششو مینویسم٬ باقیشم اینجا بخونین.
-------------------
«حرف هایی هست برای نگفتن٬
و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفتن دارد.»
-------------------
دیر نوشت: امروز تولد یکی از همین آدماس٬ آدمای باارزشی که لبریز از ناگفته هان.
بعد ۲۰ سال اومده بود چیو ثابت کنه؟ نه! واقعا اومده بود چیو ثابت کنه؟
مثلا میخواست بگه خیلی به فکر مردمه که بعد این همه مدت برگشته؟
یا مثلا میخواست بگه خیلی به فکر کشور و اقتصاد و فرهنگ کشوره؟
مردک تو مناظره ها برگشته گفته: «اگه وضع کشور درست بود که من بر نمیگشتم»
اولا که تو خودت به کشور لطمه نزن٬ درست کردن پیش کشت! فعلا که به لطف خدا
و عنایت امام و درایت آقا٬ اوضاع مملکت گل و بلبله!
ثانیا! مگه وضع کشور خرابه؟! اصلا فرض کنیم خرابه (فرض محال که محال نیست!)
لابد مملکت لنگ اینه که تو بیای درستش کنی؟! نه آقا جون! از این خبرا نیست.
تا وقتی هم که نیرو های خدومی مث دکتر تو کشور هست که نیازی به تو و امثال تو نیست!
*****
گفتم خدوم یاد یه چیزی افتادم: تو حال و هوای انتخابات بود
که یه بنده خدایی یه مطلب نوشته بود با عنوان: "میرحسین موسوی٬ مردی برای خدمت"
منم حرف این بزرگوارو رد نمیکنم٬ فقط میپرسم خدمت به کی و خدمت به چی؟
خدمت به کشور یا خدمت به بیگانه؟ خدمت به خدا یا خدمت به شیطان؟
و از همه مهم تر: خدمت به ولایت فقیه یا خدمت به دشمنان اسلام؟
(میدونی که ولایت فقیه از خدا مهم تره!)
*****
با این کارات هم دنیاتو از دست دادی هم آخرتتو. این از دنیات که تو روز تولدت ملت
هرچی دوست دارن بهت میگن. (اینکه یه مشت خس وخاشاک چی میگن مهم نیست!)
اونم از آخرتت که خودتو با امام و پیامبر و خدا در انداختی! خدا هم که میدونی٬
منتظره ببینه ولی فقیه چی میگه همونو اجرا کنه! (تعجب نداره! مگه نشنیدی که میگن
«خدا نماینده ی ولی فقیه در آسمانهاست!»)
در آخر اینکه چیز! به اصطلاح امیدوارم تقاص این همه ظلمی که کردی و این همه خونی
که ریختی و این همه ضربه ای که به اسلام و ولایت فقیه وارد کردی را بدی!!!
(البته اینو هم بدون که ما شمارو دوست داریم و دلمون واستون میسوزه و توصیه میکنیم
هرچه زودتر توبه کنی و به آغوش ولایت فقیه که همانا راه راست است بازگردی)
دوستمان دارند و دوستشان نداریم٬
چه وظیفه ای داریم؟
در برابر نگاه روباهان٬ در برابر نگاه جانوران شیر نمی نالد.
تنها در شبهاست که شیر می گرید. نیمه شب به طرف نخلستان می رود.
آنجا هیچکس نیست. مردم راحت آرمیده اند و این مرد...
وقتی به خودش می آید٬ می بیند تنهاست.
"دکتر شریعتی"

