تاکسی دربست: دانشگاه!
ولی اگه فرض کنیم که داشته باشن٬ میشه گفت که: "بار علمی تاکسی بیشتر از دانشگاهه."
ولی اگه فرض کنیم که داشته باشن٬ میشه گفت که: "بار علمی تاکسی بیشتر از دانشگاهه."
نه بایدها...
مثل همیشه آخر حرفم٬ و حرف آخرم را٬ با بغض میخورم.
عمریست لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره میکنم٬
باشد برای روز مبادا.
اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست٬ آن روز هرچه هست٬
روزی شبیه دیروز٬
روزی شبیه فردا٬
روزی درست مثل همین روزهای ماست.
اما٬ کسی چه میداند٬
شاید امروز نیز روز مبادا باشد.
وقتی تو نیستی٬ نه هست های ما چونانکه بایدند٬
نه بایدها...
هر روز بی تو٬ روز مباداست.
"قیصر امین پور"